قلعه
روستای اکبرآباد
محل زندگی مردم در گذشته در جنوبی ترین نقطه اکبرآباد یا همان «قلعه» بوده است. محدوده قلعه قدیم از حسینیه کنونی به سمت پایین یعنی از سمت جنوب به مدرسه دبیرستان دخترانه کنونی و از سمت غرب به باغ منتخب که در مجاور جاده اکبرآباد-کوار که هنوز آثاری از آن باقیست و از سمت شرق به باغ لشکری که حدوداً در انتهای کوچه افسران قرار داشته است ختم می شده است. قلعه قدیم دارای درب چوبی بزرگی بوده که در شمال قلعه یعنی تقریبا در کنار حسینیه کنونی وسط خیابان امام حسین(ع) قرار داشته است که هنگام غروب آفتاب درب قلعه بسته و هنگام طلوع خورشید باز می شده است. یک نفر نیز مسئول این درب بوده است که به وی دروازه بان می گفته اند و در کنار درب ورودی، داخل قلعه اتاقک کوچکی محل اسکان او بوده است. در دو طرف درب ورودی، دو برج اصلی وجود داشته و نیز در شرق و غرب و جنوب قلعه نیز هر کدام دو برج و همچنین در چهار گوشه نیز ۴ برج بوده است. قلعه مجموعاً ۱۲ برج داشته است که هر کدام از برج ها نامی ازبزرگان بر روی آن بوده است. مثلاً برج واقع بر گوشه ی جنوب شرق به برج بی بی خاتون معروف بوده است و در هر کدام از این برجها خصوصاً در هنگامی که احتمال هجوم و غارت زیاد بوده از هر فامیلی دو نفر با تفنگ (تفنگچی) نگهبانی می داده اند که مجموعاً ۲۴ نفر می شده اند و هنگام بروز خطر با فریاد یکدیگر را آگاه می کرده اند. از لحاظ فیزیکی قلعه بسیار مستحکم بوده چرا که بلندای دیوار حدوداً ۵ متر و قطر آن ۱ متر بوده است و گویا در یک هجوم سراسری به روستا های منطقه تنها قلعه ی اکبر آباد به دلیل استحکام خاص از تعرض مصون می ماند و در اطراف قلعه نیز به خاطر استفاده از گل آن برای تعمیر و اصلاح قلعه خندق هایی ایجاد شده بوده است که به گفته ی بعضی حتی آب را به داخل آن هدایت می کرده اند تا غارتگران نتوانند به راحتی نفوذ کنند. هم چنین در داخل قلعه نیز هر فامیلی جای مشخصی برای زندگی داشته اند و…n
آب قلعه قدیم اکبرآباد : شاید تا به حال این سوال براتون پیش آمده باشد که آب آشامیدنی و کشاورزی اکبرآباد چگونه و از کجا تامین می شده است؟ برای جواب این سوال باید کمی به عقب برگردیم . از دوران باستان تا کنون مهمترین و اولین عامل یکجا نشینی و پیدایش روستاها و شهرها آب بوده که همین عامل در پیدایش قلعه اکبرآباد سهم بسزایی داشته است.در دوران حکومت ساسانیان بر روی رودخانه قره آقاج بندی ساخته شد ( امروز آن را به اسم بند بهمن می شناسیم) که آب منطقه کوار را تامین می کرده و آب روستای اکبرآباد هم از طریق بند اکبرآباد تامین می شده است. ولی بخاطر موقعیت جغرافیایی خاص منطقه مجبور به حفر و ایجاد رشته قنات بوده اند تا بتوانند آب را به کل روستاها برسانند. برای تامین ورساندن آب به اکبرآباد بدین صورت بوده که آب یکی از رشته قنات ها در نزدیکی روستای زیجرد دو قسمتی می شده که یک مسیر آن مستقیماً زمینهای لشکری را تحت پوشش قرار می داده است.آب قنات از طرف غرب زمین های پلاک ۲۲۷(ارباب سفلی) بر زمین جاری می شده که معروف به جوی تُله چُغا بوده و از کنار راه قدیمی اهرکی به سمت مشرق(اکبرآباد) حرکت می کرد، که در این مسیر زمین های پسّوان و اطراف پاسگاه قدیم(کنار قبرستان کنونی) را تحت پوشش خود قرار می داد و سپس از مسیر راه خفری قدیم به سمت اکبر آباد سرازیر می شده. تا اینکه به آب انبار قلعه که در کنار حسینیه اباالفضل(ع) قرار داشته می ریخته و بعد از پر شدن آب انبار و آبیاری دو باغ بزرگ که در دو طرف قلعه واقع بوده و آبیاری زمین های کشاورزی همان اطراف به سمت زمین های لشکری که به تل دزد مشهور می باشد ادامه مسیر می داده است.ذکر این نکته لازم است که به خاطر ارتفاع بالاتر اکبرآباد نسبت به ارباب بوده است که آب مستقیماً به سمت اکبرآباد روانه نمی شده است.به همین دلیل آب به طرف راه اهرکی که شیب بالاتری داشته حرکت میکرده تا وارد قلعه اکبرآباد شود.
شمیران در قزوین
شاید تا به حال نشنیده باشید که قزوین هم «شمیران»ی دارد که خیلی بیشتر از شمیران تهران، معروف و مهم و دیدنی است! قلعه باشکوهی که در کنار دریاچه سپیدرود و بالای تپه ای سنگی قرار دارد که رود قزل اوزن از جنوب آن میگذرد.اگر رد قلعه شمیران را در کتاب های تاریخی بگیرید، به دوران قبل از اسلام می رسید و سالهای سده چهارم هجری که پر رونق ترین دوران این قلعه بوده است و به عنوان تختگاه کنگریان مورد استفاده قرار می گرفته است. قلعه شمیران نزدیک به دو قرن در اختیار نظامیان حکومت اسماعیلیان بود و بعد از هجوم هلاکوخان، تا پایان دوره صفوی بین حکومت ها دست به دست چرخید تا امروز که از آن چیز زیادی باقی نمانده است. این قلعه هزارساله، در تمام طول حیات خود یکی از معروف ترین و معتبرترین قلعههای ایران بوده که به عنوان یک دژ دفاعی به حکومت های زیادی در ایران باستان خدمت کرده است. اگر گذارتان به قلعه شمیران بیفتد، می بینید که طرح کلی بنای این قلعه به شکل مستطیلی است که اطراف آن برج های بلندی قرار گرفته اند. ارتفاع این برجها و دیوار دور قلعه نزدیک به ۱۵ متر است که پیشینیان ما تمام آن را با کمک سنگهای لاشه و ملاط گچ ساختهاند و در فاصلههای ۱ متری کلافی چوبی در دل دیوار به کار برده اند که علاوه بر استحکام و همبستگی اجزا، نظمی منطقی به بنا بخشیده. همین باعث می شود که اگر از دور به قلعه شمیران نگاه کنید، سنگ ها را به صورت رج به رج ببینید. در دیوار شمالی قلعه ۲ برج وجود دارد که در قسمت بالایشان پنجرههای بلند مستطیلی شکل با قوس نیزهدار به چشم می خورند. این پنجره ها بیشتر برای نگهبانی پایین قلعه استفاده میشدند. اما ساختمان دیواره غربی قلعه با قسمت شرقی آن کمی تفاوت دارد. در این بخش از ساختمان، به جای برجهای مدور، دیواری صاف و گچی دیده می شود که نمای خارجی ساختمانهای این بخش قلعه به شمار میرود. قسمت جنوبی قلعه هم دیوار صافی دارد که به خاطر وجود رود قزل اوزن در مسیر دسترسی به آن، یکی از امن ترین بخش های قلعه به شمار می رفته است. قلعه شمیران نزدیک به دو قرن در اختیار نظامیان حکومت اسماعیلیان بود و بعد از هجوم هلاکوخان، تا پایان دوره صفوی بین حکومت ها دست به دست چرخید تا امروز که از آن چیز زیادی باقی نمانده است.
شمیران یا سمیویروم؟ اهالی منطقه، قلعه شمیران را به نام های شیمران و سمیران معروف است، ولی در متون تاریخی از این قلعه با نام های سمیران، شمیران، سمیرم، شمع ایران، کنگریان، سمیویروم و سالاریه یاد شده است. ناصرخسرو قبادیانی در سفرنامه خود راجع به این قلعه مى نویسد: «به کنار شهر، قلعه اى بلند بنیادش بر سنگ خاره نهاده است، سه دیوار بر گرد آن کشیده و کاریزى به میان قلعه فرو برده تا کنار رودخانه، که از آنجا آب برآورند و به قلعه برند. هزار مرد از مهتر زادگان ولایت در آن قلعه هستند تا کسى بیراهى و سرکشى نتواند کرد و گفتند آن امیر را قلعه هاى بسیار در ولایت دیلم باشد و عدل و ایمنى تمام باشد چنان که در ولایت او کسى نتواند که از کسى چیزى ستاند و مردمان که در ولایت وى به مسجد آدینه روند همگى کفش ها را بیرون مسجد بگذارند و هیچ کس کفش آن کسان را نبرد.» ابودلف ینبوعى جهانگرد عرب هم که در سال ۳۳۱ هجرى قمرى از قلعه شمیران دیدن کرد، در این باره مى نویسد: «به دژى از سرزمین دیلمان موسوم به سمیران رسیدم، ابنیه و عماراتى را که در این دژ دیدم تاکنون در هیچ یک از مراکز حکومت و سلطنت ملوک ندیدم. در این قلعه دو هزار و هشتصد و پنجاه و اند خانه کوچک و بزرگ بود، صاحب دژ محمدبن مسافر بود و هر وقت اثرى ظریف و یا کار هنرى دقیقى مى دید، از سازنده آن خبر مى گرفت و نشان او را مى جست تا مى یافت، مال فراوانى براى او مى فرستاد و او را به محل خود دعوت مى کرد و متعهد مى شد در صورت آمدن چندین برابر آن مال را بدو بدهد. هنگامى که هنرمند به خدمت او را مى رفت، او را در دژ مى نشاند و نمى گذاشت باقى عمر از آنجا بیرون رود، روستازادگان را نیز در دژ مى نشاند و به آموختن هنر و صنعت وامى داشت.»
راه رسیدن : قلعه شمیران را باید در نزدیکی روستای بهرام آباد از توابع طارم ببینید. طارم در ۹۰ کیلومتری غرب استان قزوین واقع قرار دارد. وقتی به طارم رسیدید باید از روی سد سفید رود عبور کنید که طول جاده ماشین رو از سد تا بهرام آباد ۱۸ کیلومتر است و بعد از آن باید مسافتی در حدود ۳کیلومتر را به سمت جنوب با پای پیاده طی کنید تا به قلعه برسید.
شهرستان ملایر همدان
ملایر بزرگترین شهرستان استان پس از همدان با وسعتی حدود ۳۲۱۰ کیلومتر مربع شامل ۳ شهر : ملایر . سامن و ازندریان و سه بخش : مرکزی . سامن و جوکار و ۱۵ دهستان و ۲۲۱ روستای دارای سکنه می باشد. شهرستان ملایر در ۴۸ و ۴۹ طول جغرافیایی و ۳۴ و ۱۷ دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد و از شمال به همدان از شرق به اراک از جنوب به بروجرد واز طرف غرب به شهرهای تویسرکان و نهاوند محدود شده است . ارتفاع این شهرستان از سطح دریا ۱۷۸۰ متر و فاصله اش از همدان و تهران به ترتیب ۸۶ و ۳۹۰ کیلومتر است . امتداد رشته کوه الوند از شمال و شمال شرق این شهرستان می گذرد و به کو ههای سر بند اراک متصل می شود مرتفع ترین کوه این شهرستان قله لشکردر می باشدو کوه معروف یزد گرد با بقایای قلعه یزد گرد ساسانی در جنوب شهر قرار دارد . از دیگر ارتفاعات مهم کوه گرمه با ارتفاع ۲۲۰۶ متر و کوه سرده با ارتفاع ۲۲۷۷ متر است . مهمترین رودخانه ملایر رود حرم آباد است که آب آن فصلی است . پوشش گیاهی شهرستان ملایر از نوع استپ کوهپایه ای است . ملایر از نظر آب و هوائی در مرز آب و هوای متعدل کوهستانی و آب و هوای نیمه بیابانی ایران قرار گرفته و خصوصیات هر دو نوع آب و هوارا دارا است و متوسط بارندگی سالیانه آن به ۲/۲۴۲ میلیمتر می رسد . زبان اهالی این شهرستان آمیزه ای از لری . کردی و فارسی با لهجه لری و لک می باشدو جمعیت آن بر اساس آخرین سر شماری ۱۳۷۵ تعداد ۲۹۷۰۶۲ نفر است که اکثریت آنها در روستا زندگی می کنند و به کشاورزی اشتغال دارند.
تاریخچه ملایر کهن : در کتاب نادر شاه افشار آمده است که از ملایر تا نهاوند جنگلها به قدری انبوه بودهاند که آفتاب کمتر مشاهده میشده است.همچنین هنگام خاکبرداری در کوره های آجرپزی اطراف شهر در عمق زمین آثار رودخانه و ریشه های قطور درختان دیده میشود و فسیل های گوناگونی در لایه های این خاک های شنی و رسی به چشم میخورد . شهرستان ملایر یکی از شهرستانهای استان همدان ایران است. مرکز این شهرستان، شهر ملایر است. شهرستان ملایر از مناطق وسیع و پر جمعیت استان همدان است و به دلیل داشتن زمینهای کشاورزی گسترده، جمعیت روستایی زیادی دارد. شهرستان ملایر از شمال به شهرستانهای همدان و تویسرکان، از غرب به شهرستان نهاوند در استان همدان محدود است. همچنین این شهرستان از جنوب به شهرستان بروجرد در استان لرستان و از شرق به شهرستان سربند در استان مرکزی محدود می شود. زبانشناسان نام ملایر را به معنی «آشیانه عقاب» دانستهاند. جمعی از زبان شناسان ملایر را این گونه نیز توصیف کرده اند: مل+آیر مل به معنی سرزمین آیر به معنی آریایی سرزمین آریایی ها و نیز به این صورت: ملایر در زمان قدیم به نام “مال آگر”به معنای خانه آتش نامیده میشد.به جهت وجود آتشکده معروف دوره مادهاکه اکنون در تپه قدیمی “نوشیجان”واقع است. ملایر ناحیهای کوهستانی با آب و هوای سرد ومعتدل است که از دره و کوه پایههای زاگرس تشکیل شده است.منطقه ملایر همراه با بروجرد ناحیه بین رشته کوه لرستان و الوند را تشکیل میدهد و در بین شهرهای نهاوند، بروجرد،اراک،تویسرکان و همدان قرار گرفته است.
ماد : بنا بر آثار به جای مانده در همدان کنونی و گفته های بزرگترین تاریخ نگار ایران باستان هرودوت یونانی پایتخت کشور ماد هگمتانه یا اکباتان(همدان کنونی)بوده است.بر این اساس ملایر و نواحی نزدیک به این شهر از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند. در این دوران ملایر به علت اهمیت ترابری و جغرافیایی موقعیتی ویژه داشت.با ورود مادها به این منطقه و تشکیل حکومت توسط آنها در ملایر نیز قلعهها و مرکز های جمعیتی به وجود میآید که قلعهها حافظ امنیت و حکومت بودند و مرکزهای جمعیتی روستا هایی کوچک بودند که با توجه به حاصل خیزی ملایر و آب و هوای مناسب آن به دامداری،کشاورزی و صنایع ابتدایی مشغول بودند همانند روستای داویجان،گوراب،شهر خرابه دهنو و جلگه شورکات آورزمان.
آب و هوای ملایر در آن زمان بسیار متفاوت از وضعیت کنونی آن بوده است به طوریکه اشاراتی که در کتابهای حتی چند قرن اخیر آورده شده بیانگر سرسبزی بسیار و جنگل های انبوه آن است، که مناسب برای دامداری و کشاورزی بوده است.حمدالله مستوفی مورخ مشهور قرن هشتم ه.ق. هنگام گذر از ملایر مینویسد: ملایر را جنگلی انبوه فراگرفته بود که وقتی از ملایر به نهاوند رفتم به علت انبوهی جنگل آفتابی مشاهده نمیشد.ملایر انبار پسته ایران است. در کتاب نادر شاه افشار آمده است که از ملایر تا نهاوند جنگلها به قدری انبوه بودهاند که آفتاب کمتر مشاهده میشده است.همچنین هنگام خاکبرداری در کوره های آجرپزی اطراف شهر در عمق زمین آثار رودخانه و ریشه های قطور درختان دیده میشود و فسیل های گوناگونی در لایه های این خاک های شنی و رسی به چشم میخورد.بنابر این شواهد و موقعیت کوهستانی ملایر در دوران ایران باستان آب و هوای ملایر در زمستانها سرد و پر برف و در تابستانها سبز و پر آب و پوشیده از جنگل بوده است.
دژها و قلعه های ملایر که اکنون دژ گوراب و قلعه نوشی جان از آنها باقی مانده اهمیت بسیاری در حکومت های پیش از سلام داشته اند.پیرنیا(مشیرالدوله)در کتاب ایران باستان چنین مینویسد: شاهان اشکانی در همدان به سر میبردند و در مواقع خطر برای حفاظت پادشاهی همدان را ترک کرده و به ملایر و دژهای مستحکم آن روی میآورده اند. ملایر پیش از ساسانیان جزو حوزه اکباتان و در دوره ساسانیان یکی از نواحی نهاوند بوده است.از حوادث مهمی که در عهد ساسانیان در ملایر اتفاق میافتد یکی شکست خسرو پرویز از بهرام چوبینه در ناحیه شهر کنونی ملایر و دیگری مخفی شدن یزدگرد سوم هنگام حمله اعراب در قلعه ای بر کوهی در چند کیلومتری شهر کنونی ملایر که هنوز به کوه یزدگرد مشهور ست میباشد. بهرام چوبینه (گور)سردار نام آور خسرو پرویز پس از بدست آوردن پیروزی های بسیار در خاک روم بر شاه خود شورش میکند و در جنگی که در ناحیه شهر کنونی ملایر اتفاق میافتد خسرو پرویز شکست میخورد و به روم فرار میکند.بهرام چوبینه بنا بر رسم آن دوران برای گرامی داشت این پیروزی بزرگ قلعه چوبینه را در این محل احداث میکند.شکارگاه بهرام چوبینه(گور) نیز در همین ناحیه بوده است.بعدها در دوره قاجار شهر دولت آباد را در همین قلعه بنا کردند.این قلعه تا حدود چهل سال پیش هنوز باقی بود. در ده کیلومتری جاده ملایر-بروجرد کوهی ست بنام یزدگرد که آثار قلعه ای مخروبه بر آن هنوز باقی است.در تاریخ آمده است که یزدگرد سوم آخرین شاه ساسانی هنگامی که از اعراب در مداین شکست خورد برای تجدید قوا و جمع آوری لشکر به حوالی نهاوند گریخت.از آنجا که ملایر در آن زمان یکی از نواحی نهاوند بوده این نام گذاری بی حکمت نبوده و این مکان آخرین پناهگاه یزدگرد سوم بوده است.
مکان های دیدنی و تاریخی : آتشکده باستانی نوشیجان، تالاب آقگل، زیستگاه حیات وحش لشگر، دریاچه مصنوعی و مجتمع سیاحتی کوثر، یخچال میرفتاح بوستان سیفیه برج سامن، آرامگاه حیقوق نبی(ع)، آرامگاه میررضیالدین آرتیمانی، مدرسه علمیه شیخ علیخان زنگنه و امامزاده اسماعیل سرابی (امامزاده کوه) از جمله مهمترین مکانهای دیدنی و تاریخی شهرستان ملایر به شمار میآیند.
میمون قلعه قزوین
میمون قلعه در جنوب شهر قزوین قرار دارد. قلعه ای که در دو طبقه با دهلیزهای عمود بر هم و اتاقهای جانبی ساخته شده است که گنبد میانیش فرو ریخته و بقایایی از ۸ برج آن باقی است . تعجب نکنید! در این قلعه هیچ اثری از میمون نیست. درباره اسم این قلعه میگویند که در دوره بنی عباس، هارونالرشید – که بعد از برادرش به خلافت رسید – در راه سفر به خراسان وارد قزوین شد و دستور داد مسجدی در آن شهر بسازند و دیواری هم به دور شهر بکشند. میمون قلعه بنایی است مربع شکل به ابعاد تقریبی ۷۰ در ۷۰ متر که از خشتهای ۳۰ در ۳۰ سانتیمتر با ملاط شفته ساخته شده است. طبقه زیرین میمون قلعه از خاورتپه با سه تونل به باختر تپه منتهی میشود و یک تونل شمالی – جنوبی این تونلها را به هم متصل میسازد. برخی از سفالینههای به دست آمده در قلعه نشان از کاربرد آن تا دوره آل بویه دارد. این قلعه را از بقایای مدینه موسی كه به امر موسی الهادی خلیفه عباسی در سال ۱۶۸ هجری قمری بنا شد و برخی دیگر آن را منسوب به میمون بن عون كاتب می دانند . بعد از آن، مبارک ترک – که یکی از غلامان آزاد شده توسط مامون یا معتصم بود – در آنجا قلعهای ساخت و این قلعه به مبارک قلعه مشهور شد و چون مبارک و میمون مترادف هستند، در طول زمان به میمون قلعه تغییر پیدا کرده . بررسیهای باستانشناسی نشان میدهد که از طبقه پایینی – که زیر زمین است – به عنوان زندان استفاده میشده است. تصور زندانیشدن در چنین مکانی هر انسان را به وحشت میاندازد! این اثر در تاریخ ۱۲ آذر ۱۳۷۵ با شمارهٔ ثبت ۱۷۷۸ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
شهر سنگی عیلامیان
بومی های کهگیلویه و بویر احمد سال هاست که از شهری سنگی صحبت می کنند که روزگاری میراث ارزشمند عیلامیان بود و حالا قدم به قدم به نابودی نزدیک می شود. شهر سنگی دلی یاسیر که در ۳۰ کیلومتری شمال شهر دهدشت قرار دارد و از زمان عیلامیان تا قاجارها محل سکونت بود اما حالا آثار و بقایای آن بدون ثبت شدن در فهرست آثار ملی از بین می روند. از بومی های دهدشت که بپرسید، می گویند «دلی یاسیر» در حقیقت «دیر یاسین» است و متعلق به جد پدری یکی از امامزادههای منطقه… برخی دیگر بر این باورند که این واژه در حقیقت «دلی حاصل» است که در گذر تاریخ به این شکل درآمده و اشارهای است به حاصلخیزی این منطقه، «دلی یاسر» و «دل یاسر» هم از دیگر اسامی احتمالی این شهر سنگی است. شهری که براساس تحقیقات انجام شده و شواهد موجود، تا دوره قاجاریه قابل سکونت بوده و در دوره صفویه یکی از پررونقترین دورههای تاریخی خود را سپری میکرد. شواهد حاکی از آن است که شهر دلی یاسیر در دورههای تاریخی مختلف از زمان عیلامیان تا قاجاریه دارای سکونت بوده و رونق داشته است، در دوره قاجار مردمانی از اقوام ترکمن، لر و ترک در دلی یاسیر در کنار هم ساکن بودند. پس از این دوره، به دلیل مشکلات دولت مرکزی و عدم توانایی در تامین امنیت، دلی یاسیر رونق خود را از دست داد و این شهر سنگی رو به انزوا رفت. از بومی های دهدشت که بپرسید، می گویند «دلی یاسیر» در حقیقت «دیر یاسین» است و متعلق به جد پدری یکی از امامزادههای منطقه…
برخی دیگر بر این باورند که این واژه در حقیقت «دلی حاصل» است که در گذر تاریخ به این شکل درآمده و اشارهای است به حاصلخیزی این منطقه دلی یاسیر، سرزمین حکومت سنگ هاست. هر جای این شهر را که نگاه کنید، خانه های سنگی را می بینید که دیوارهایشان بدون ملات بالا رفته اند و استوار ایستاده اند. بد نیست بدانید که ریشه استفاده از سنگ بدون بکارگیری ملات به دوران ساسانیان برمیگردد، از سویی دیگر این شهر در کنار یکی از مسیرهای تابستانه راه شاهی نیز واقع بود، راهی که از انشان فارس به شوش در خوزستان میرسید.همه بناهای موجود در این شهر بزرگ از جنس سنگ است، اما بنا بر محل ساخت و موقعیت قرار گرفتن هر بنا جنس سنگهای به کار رفته در ساخت ساختمانهای شهر متفاوت است، در پایین دست و گوشه کنار، آنچه باقی مانده است بقایای ساختمانهایی است که از سنگهای کوچک و جمع شده از کوه احداث شده بود، در بالادست و مرکز شهر اما مصالح ساختمانی سنگهای بزرگ و شکل داده شده و خوشتراش است، گردش در این شهر باستانی نشان میدهد. در شیب تپهای که روبهروی این شهر واقع شده است، غاری کمعمق دیده میشود که به گور دخمههای تاریخی شباهت زیادی دارد . میدان مرکزی شهر، کوچهها و خیابانهای شهر، ساحل رودخانه، اطراف درخت مقدس شهر، زیارتگاه و دیگر گوشه و کنار شهر هر کدام براساس نقشههایی حساب شده و سنگهای خاص بنا شده بود. در شیب تپهای که روبهروی این شهر واقع شده است، غاری کمعمق دیده میشود که به گور دخمههای تاریخی شباهت زیادی دارد. حفاران غیرمجاز مدتهاست شبانهروز گوشه کنار شهر سنگی دلی یاسیر را در پی یافتن اشیای تاریخی و ارزشمند میکاوند، در جای جای شهر هم آثار و نشانههای این حفاریها دیده میشود، کافی است هر رهگذری در قسمتی از این شهر چرخی بزند تکههای سفال و کوزه و دیگر اشیای تاریخی در همه جای آن دیده میشود، اما اینکه حفاران غیرمجاز تاکنون توانستهاند شیء ارزشمندی از دل خاک این شهر بیرون بیاورند یا نه هنوز معلوم نیست.